یادداشت مدیر مسئول
حسن محسنی
چکیده اندیشه انتشار مجله ای درباره آیین دادرسی مدنی تطبیقی هنگامی نیرو گرفت که ....
یادداشت سردبیر
مجید غمامی
چکیده مجلهای که نخستین شماره آن را در پیش رو دارید و نامش آیین دادرسی مدنی تطبیقی است حاصل زحمات جمعی از .....
سیمای فرجامخواهی از آرای مدنی در آیینۀ سیاستگذاری حقوقی ایران: دادگری بر پایه نظارتگری
صفحه 11-34
مهسا آقائی
چکیده شیوۀ فرجامخواهی از رأیهای مدنی، جایگاه ویژهای در میان شیوههای شکایت از رأی دارد و عالی بودن مرجع رسیدگیکنندۀ آن، یعنی دیوانعالی کشور، مهر تأییدی بر این مدعا است. این شیوه در باب پنجم قانون آییندادرسیمدنی، پیشبینی شده و موضوعِ آرای وحدت رویۀ پرشماری قرار گرفته است. فرجامخواهی، از دیرباز، کانون توجه بسیاری قرار گرفته، با وجود این، سیاستگذاری و فلسفۀ پیدایش آن، کمتر وارسی شده و این پرسش را پدید آورده که فرجامخواهی از رأیهای مدنی بر پایۀ چه اموری و در راستای چه هدفهایی به حقوق کشور ما راه پیدا کرده است.
این نوشتار، با رویکرد تحلیلیـتوصیفی، ابتدا به بررسی پیشینۀ فرجامخواهی در حقوق ایران میپردازد، فلسفۀ بنیادین و نیروهای سازندۀ آن را واکاوی میکند و سپس سیاستگذاریهای حقوقی را که دربرگیرندۀ سیاستهای قانونی و قضایی است، مورد ارزیابی قرار میدهد.
سرانجام، از این ارزیابیها چنین برمیآید که فرجامخواهی نه تنها یک شیوۀ اعتراض به رأی، بلکه ابزاری قدرتمند در دست سیاستگذاران قانونی و قضایی برای نظارت قضایی، برقراری و حفظ عدالت، افزایش رضایتمندی عمومی و استقرار نظم اجتماعی است؛ روندی که از نظارتگری تا دادگری را در بر میگیرد و همواره در پی کمال و کارآمدی بیشتر است.
روش شناسی و چالش های آیین دادرسی مدنی تطبیقی
حسین داودی
چکیده آیین دادرسی مدنی تطبیقی یکی از چالش برانگیزترین حوزههای حقوق تطبیقی است. این چالش ها ریشه در ماهیت حاکمیتی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی این شاخه دارد. شناخت این چالش ها مسئله این مقاله است و باید دید چرا آیین دادرسی مدنی تطبیقی همچون سایر شاخه های حقوق تطبیقی همراه با موفقیت نبوده است. این مقاله به صورت توصیفی تحلیلی نگاشه شده و یافتههای آن نشان میدهد الگوی واحد و استانداردی برای مطالعه تطبیقی وجود ندارد و محققان ناگزیرند بین رویکردهای کلان(ماکروکامپریزن) و خرد (میکروکامپریزن) یا تحلیلهای میانسطحی (میزو) در نوسان باشند. چالشهایی چون وابستگی قواعد شکلی به زمینههای اجتماعی-اقتصادی، دشواری جداسازی قواعد از بستر فرهنگی و محدودیت در انتقال نهادهای حقوقی در این زمینه وجود دارد. تفاوتهای بنیادینی در نقش و اختیارات قضات، نحوه اداره دادرسی و حتی جایگاه نهادهایی چون هیئت منصفه وجود دارد. انتقال نهادهای دادرسی به نظامهای دیگر با موانع جدی سیاسی، سازمانی و فرهنگی مواجه میشود. نهادهای موفق در یک کشور، بدون توجه به ساختار قدرت و فرهنگ حقوقی کشور مقصد، قابلیت انتقال ندارند. با وجود چالشهای فوق، مطالعه تطبیقی آیین دادرسی مدنی میتواند فواید متعددی داشته باشد؛ از جمله کارایی و سرعت رسیدگی، افزایش دسترسی به عدالت، انتقال اصول و استانداردها و نیز توسعه حقوقی.
تاثیر برگزیدن قانون حاکم بر دعوا در مرحله شناسایی و اجرای احکام خارجی
علی اصغر صانعیان
چکیده در حقوق فرانسه بهویژه بهموجب رأی دیوان آن کشور در سال 1964 موسوم به مونزه، کنترل قانون حاکم بر دعوا مطابق قواعد حل تعارض فرانسه در زمرۀ شرایط اجرای احکام خارجی آمده بود. اگرچه این شرط بهمرور از شرایط مربوط به اجرای احکام خارجی حذف شد، اما در حقوق ایران، نویسندگان و رویۀ قضایی متأثر از حقوق فرانسه بهرغم عدم تصریح در مادۀ 169 قانون اجرای احکام مدنی، اعتقاد دارند که حکم دادگاه خارجی بهخصوص در موضوعات حقوق خانواده در صورتی میتواند در ایران مورد شناسایی و اجرا قرار گیرد که قانون حاکم بر دعوا، قانونی باشد که مطابق قواعد ایرانی حل تعارض، صلاحیت حکومت بر دعوا را داشته باشد. این رویکرد آثار نامطلوبی بهویژه بر حقوق ایرانیان خارج از کشور داشته و آنها را در وضعیت حقوقی دوگانه قرار داده است. یافتههای این پژوهش که تمرکز بر بررسی مستندات موافقان این نظریه دارد، نشان میدهد که در وضعیت حقوقی کنونی برای صدور دستور اجرای حکم خارجی، هیچیک از مقررات مورد استناد ازجمله مادۀ ۶ قانون مدنی و بندهای ۳ و ۷ مادۀ ۱۶۹ قانون اجرای احکام مدنی، بر لزوم کنترل قانون حاکم بر دعوا مطابق قواعد ایرانی حل تعارض دلالت ندارد.
نوآوری لایحه جدید داوری در خصوص موافقتنامه داوری
سجاد قاسمی، سپیده راضی
چکیده لایحه جدید داوری با هدف ایجاد تغییرات گسترده در حوزهی داوریهای داخلی تدوین شده و رویکردهای نوینی را مطرح نموده است که در صورت تصویب جایگزین مقررات داوری در قانون آیین دادرسی مدنی خواهد شد. این پژوهش به دنبال بررسی نوآوریها و تحولات لایحهی داوری در موضوع موافقتنامهی داوری و پاسخ به این پرسش است که آیا لایحه داوری، در صورت تصویب، میتواند چالشها و کاستیهای موجود در قانون آیین دادرسی مدنی در زمینه موافقتنامهی داوری را رفع کندیا خیر. با بررسی لایحه داوری و مقایسهی آن با مقررات قانون آیین دادرسی مدنی به شیوه توصیفی و تحلیلی، مهمترین نوآوریهای لایحه در این خصوص ناظر بر بحث داوریپذیری و به طور ویژه داوریپذیری اموال دولتی و عمومی، پذیرش حاکمیت اراده در انتخاب قانون حاکم بر موافقتنامهی داوری، پذیرش اصل صلاحیت بر صلاحیت و استقلال شرط داوری بوده و تا حد زیادی موفق به رفع کاستیها و ابهامات قانون آیین دادرسی مدنی در زمینهی داوریهای داخلی شده است.
تجدید نظرخواهی به طرفیت متوفی و چالش فرا رو
فیض اله قائدی
چکیده این پژوهش به بررسی چالشهای ناشی از فوت یکی از اصحاب دعوا در جریان دادرسی نخستین و تقدیم دادخواست تجدیدنظر به طرفیت متوفی میپردازد. هدف اصلی، تبیین تکلیف دادگاه تجدیدنظر در مواجهه با چنین دادخواستی است.
این مقاله با بهرهگیری از نمونه آرای دادگاه تجدیدنظر استان، به بررسی راهکارهای حقوقی موجود در دو فرض کلی «اطلاع دادگاه نخستین از فوت» و «عدم اطلاع از فوت» میپردازد. در این راستا، رویکردهای مختلف از جمله نقض دادنامه، صدور قرار رد دعوای تجدیدنظرخواهی، ادامه رسیدگی به طرفیت جانشین متوفی، اعاده پرونده جهت اصلاح دادنامه، ابلاغ مجدد و اعطای مهلت جدید تجدیدنظرخواهی و همچنین اخطار رفع نقص، مورد تحلیل و نقد قرار گرفتهاند.
یافتههای تحقیق نشان میدهد که در میان دیدگاههای مختلف، ناقص شمردن دادخواست تجدیدنظر و اعاده پرونده به دادگاه نخستین به منظور رفع نقص (مطابق مواد ۳۴۱ و ۳۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی) عادلانهترین رویکرد است. در مقابل، رویکردهایی مانند صدور قرار رد دعوا، فاقد پشتوانه قانونی بوده و به محرومیت محکوم علیه از حق تجدیدنظرخواهی یا تحمیل هزینه تجدیدنظرخواهی مضاعف، منجر میشود.
آیین دادرسی مدنی در جهان، با نگرش مطالعات تطبیقی
حسن محسنی
چکیده آیین دادرسی مدنی را دیگر نباید دانشی برای هر کشور و برآمده از آن و دورمانده از نگرش تطبیقی دانست. آن زمان سپری شده است که وابستگی آیین دادرسی به نهاد دادرسیکننده موجب شده بود که همة ارکان آن، ویژگی نظم عمومی بیابد و از قدرت عمومی برای کنار نهادن هرگونه نقد و بررسی بهرهبرداری شود. امروز آیین دادرسی بهواسطة اهداف بلند ذاتی خود و مسئولیتهایی که در جوانب این هدف اصلی به آن محول شده، به موضوعی جدی برای مطالعات تطبیقی بدل گشته است. مقالات با نگاه تطبیقی نوشته میشوند و رسالهها و پایاننامهها بدون پژوهش تطبیقی دچار کاستی بزرگی هستند. دلیل این سخن، دورة آیین دادرسی مدنی تطبیقی است که زیر نظر روانشاد مورو کاپلتی تهیه شده و در نگارش آن استادان بزرگ آیین دادرسی مدنی تطبیقی جهان مشارکت داشتهاند؛ این دوره بهروشنی سیمای شگرف آیین دادرسی مدنی در جهانِ مطالعات تطبیقی را هویدا کرده است. ارزش مطالعات انجامشده در این زمینه چشمناپوشیدنی است و نشان میدهد که نگاه به آیین دادرسی مدنی در جهان، با نگرش حقوق ملی به جنبههای قانونی این شاخه از علم حقوق که تنها برای گشودن گره فروبستة دعاوی و اختلاف بهکار میرود، بسی متفاوت است. امروز از آیین دادرسی مدنی انتظارهای دیگری نیز میرود.
تأملی بر تأمین دلیل در دادرسی مدنی با نگاهی به حقوق فرانسه
خیراله هرمزی
چکیده کسی در دادرسی پیروز میشود که بتواند وجود حق خویش را ثابت کند؛ اثبات حق نیز با ارائۀ دلیل ممکن است. پس کسی که حق داشته باشد اما نتواند آن را ثابت کند، در دادرسی بازنده است و نهتنها به حق خود نمیرسد، بلکه ممکن است ناچار شود هزینههای دادرسی طرف دیگر را هم پرداخت کند. پس فراهم آوردن دلیل قبل از ورود به دعوی کار خردمندان است. یکی از راههای دستیابی به دلیل استفاده از ابزار قانونی تأمین دلیل است. این روش در مواد ۱۴۹ تا ۱۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی پیشبینی شده است. در این روش قانونگذار اجازه داده است که اشخاص برای حفظ دلایلی که بعدها در دادرسی و اثبات حق به آنان کمک میکند، از قوای عمومی استفاده نمایند. در این مقاله، هدف از تأمین دلیل، آیین تأمین آن، تکلیف و چگونگی جمع تأمین دلیل و حفظ بیطرفی دادگاه، دادگاه صالح و زمان درخواست تأمین دلیل، آثار تأمین دلیل و سپس ارزیابی ارزش اثباتی دلایل تأمینشده را با نگاه و روش دیگر مورد مطالعه قرار میدهیم. با توجه به اینکه نهاد تأمین دلیل از حقوق فرانسه اقتباس شده، سعی شده است حقوق فرانسه هم در حد نیاز مورد اشاره و استناد قرار گیرد.
Prescription in Iranian Law, A dilemma about substantive or procedural concept
مجید غمامی
چکیده
The concept of prescription, or limitation of time for initiating legal proceedings, was first addressed The Statute of Limitations for Movable Properties, approved on July 2, 1929 It was later articulated in a more general language in Iran’s 1939 Code of Civil Procedure (CCP). Article 731 defined prescription as a period after which courts would no longer hear claims, while Article 737 established a ten-year limitation for property-related and debt claims, unless otherwise provided by specific laws. This legal framework remained valid until 1983, when the Guardian Council—responsible for ensuring the compatibility of legislation with Islamic jurisprudence—declared the provisions on prescription contrary to Islamic law and therefore null and void. Consequently, Iranian courts ceased to recognize prescription as a defense, and the new CCP enacted in 2000 omitted any reference to it.
Despite the general invalidation of prescription under civil law, certain specific provisions in other legal codes—such as the Commercial Code, the Insurance Code, and the Islamic Criminal Code—have remained operative. Furthermore, in 1992 and 2008, the Guardian Council clarified that its 1983 decision did not apply to claims brought by foreign nationals against Iranian citizens if the claimant’s national legal system recognized prescription. In such cases.
Reforming Civil Procedure in Ontario, Canada: Lessons for Comparative Civil Justice Systems
مجید پوراستاد
چکیده استان انتاریو در کانادا اصلاحات گستردهای را در آیین دادرسی مدنی خود آغاز کرده است. این بازنگری که با عنوان بررسی مقررات دادرسی مدنی (Civil Rules Review - CRR) در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ انجام میشود، نخستین ارزیابی جامع در حدود چهل سال گذشته است. هدف از آن، مدرنسازی فرایندها، کاهش هزینه و تأخیر، و افزایش دسترسی به عدالت است.
مهمترین و بحثبرانگیزترین بخش اصلاحات، جایگزینی بازجویی شفاهی (oral discovery) با «مدل شواهد اولیه» (up-front evidence model) است که طرفین را ملزم میکند در آغاز دعوا، اظهارات کتبی شهود و مدارک محدود خود را مبادله کنند. طرفداران این طرح میگویند چنین روشی هزینه و تأخیر را کاهش میدهد؛ اما منتقدان هشدار میدهند که این تغییر ممکن است عدالت را تضعیف کند، بهویژه برای افرادی که بدون وکیل یا با آسیبپذیریهای خاص به دادگاه میآیند و تنها از راه پرسشهای حضوری امکان کشف حقیقت وجود دارد.
با توجه به اینکه بیش از ۹۵٪ پروندههای مدنی در انتاریو پیش از محاکمه (Trial) حلوفصل میشوند، بسیاری از وکلا پرسش و پاسخ شفاهی را ابزار اصلی کشف حقیقت میدانند. از دیدگاه حقوق تطبیقی، این اصلاحات نشان میدهد که هر نظام قضایی برای مدرنسازی باید میان کارآمدی (Efficiency)و انصاف (Fairness) تعادل برقرار کند.
گزارش نشست «هسته پژوهشی عدالت و آیین دادرسی مدنی» درباره رأی وحدت رویه شماره ۸۵۵ هیئت عمومی دیوان عالی کشور
بهنام شکوهی مشهدی
چکیده ممکن است نسبت به یک رأی، بتوان همزمان طرق شکایت متفاوتی را اعمال کرد؛ این فرض در دعاویی دارای طرفین متعدد که غیرقابل تجزیه و تفکیک هستند، چالشهایی را به همراه خواهد داشت. پس ازصدور رأی نخستین، برخی از دادباختهها ممکن است در مهلت مقرر اقدام به تجدیدنظرخواهی کنند و عدهای دیگر نیز پس از انقضای مهلت تجدیدنظر یا با اسقاط حق تجدیدنظر، طریق فرجام را برگزینند. اعمال هر دو حق، مرجع رسیدگی به اعتراض را متفاوت میکند و همین تفاوتِ مرجع در رسیدگی و صدور رأی سبب وجود آرای متهافت شده که نتیجۀ آن در رأی وحدت رویه شماره 855 هیئت عمومی دیوان عالی کشور متجلی گردیده است. برخی از شعب، با تکیه بر مکتسب بودن حق اعتراض و جنبۀ حقوق اساسی داشتن آن، قائل به رسیدگی در هر دو مرجع تجدیدنظر و دیوان عالی کشور هستند و در مقابل، بعضی از شعب، صرف تجدیدنظرخواهی برخی از اصحاب دعوا و صدور رأی از ناحیه دادگاه تجدیدنظر را مانع از رسیدگی به درخواست فرجام خواهی دانستهاند. گزارش پیشرو پیرامون رأی پیشگفته است که توسط هسته پژوهشی «عدالت و آیین دادرسی مدنی» دانشگاه تهران با حضور آقایان دکتر حسن محسنی، دکتر فریدون نهرینی و دکتر یدالله علیزاده برگزار شد.
بازخوانی انتقادی رای وحدت رویه شماره ۸۴۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور (امکان ابطال مزایده و عملیات اجرایی پس از تملیک و صدور سند انتقال رسمی)
غلامعلی صدقی
چکیده مرحله اجرای احکام، حساس ترین مرحله دادرسی و احقاق حق است. بنابراین درنگ و توقف و یا عقب نشینی جایز نیست تنها زمانی رسالت دادگستری در فصل خصومت و احقاق حق به اتمام می رسد که حکم به درستی اجرا شود و اعتبار اقدامات اجرایی و اسناد تنظیمی تضمین شود. بنابراین نباید علاوه بر مهلت هایی که برای محکوم علیه مستنکف از اجرای حکم و اشخاص ذینفع در مقام اعتراض به نحوه اجرای حکم در مواد مختلف قانون اجرای احکام مدنی تعیین شده است، فرصت دیگری آنهم نامحدود، برای باطل کردن اجرا و عقب نشینی در تمام اقدامات اجرایی دادگستری قائل شد. بدیهی است، رأی وحدت رویه شماره 845 مورخ 8/12/1402 هیات عمومی دیوان عالی کشور علاوه بر اینکه تمام مهلت های مربوط به اعتراض به کیفیت اجرای احکام مدنی را خنثی کرده است، بلکه ناامنی شدیدی برای خریداران اموال موضوع مزایده دادگستری به ارمغان آورده است. در این نوشته رای بازخوانی می شود و برخی ایرادات به آن بررسی می شود.
