نقد و تحلیل رأی شعبه سوم دیوان عالی کشور درباره مسئولیت وراث در اجرای تعهد انتقال رسمی ملک و استحقاق خریدار نسبت به وجه التزام ناشی از تأخیر
زهرا شاکری
چکیده این مقاله به نقد و تحلیل دادنامه شماره ۹۶۰۹۹۷۰۹۱۰۰۰۴۷ شعبه سوم دیوان عالی کشور درباره استحقاق وجه التزام ناشی از تأخیر در تنظیم سند رسمی انتقال ملک میپردازد. مسئله اصلی، آثار فوت فروشنده پیش از موعد اجرای تعهد و حدود مسئولیت وراث در ادامه اجرای تعهد قراردادی است. در پرونده، فروشنده پیش از موعد مقرر فوت کرده و وراث با تشریفات احراز وراثت و امور مالیاتی مواجه بودهاند؛ در مقابل، خریدار نیز باقیمانده ثمن را پرداخت یا تودیع نکرده است. دادگاهها با توجه به فوت فروشنده پیش از سررسید، نبود توافق بر موعد جدید و وضعیت تعهدات متقابل، مطالبه وجه التزام را نپذیرفتهاند. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و مطالعه کتابخانهای، استدلال رأی را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد عدم انتساب تأخیر به فروشنده در موعد اولیه قابل دفاع است؛ اما فوت وی موجب زوال تعهد انتقال رسمی یا نفی مسئولیت احتمالی وراث پس از رفع موانع قانونی نمیشود. ازاینرو، مسئولیت وراث باید با تفکیک دورههای زمانی و بررسی موانع اجرا و رفتار آنان پس از رفع موانع تعیین شود.
فلسفه و روششناسی نقد آرای قضایی: تبیین مبانی، اصول، تکنیکها و کارکردهای آن در ارتقای عدالت قضایی
سیدنصراله ابراهیمی
چکیده رأی قضایی بهعنوان محصول نهایی فرایند دادرسی، صرفاً تصمیمی موردی برای حل اختلاف میان اصحاب دعوا نیست، بلکه جلوهای از تفسیر رسمی قانون، اعمال اقتدار عمومی، تحقق عدالت و شکلگیری رویه قضایی است. ازاینرو، کیفیت رأی از حیث استدلال، استناد قانونی، رعایت اصول دادرسی عادلانه، انسجام منطقی و آثار اجتماعی، نقشی اساسی در اعتبار نظام عدالت دارد. بااینحال، رأی قضایی بهعنوان تصمیمی انسانی و تفسیری، ممکن است با خطا، ابهام، ضعف استدلال یا برداشت نادرست از قانون همراه باشد. بر این اساس، نقد علمی آرای قضایی ضرورتی حقوقی، نهادی و معرفتشناختی برای کنترل کیفیت تصمیمات قضایی و توسعه نظام حقوقی محسوب میشود. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا بر منابع کتابخانهای، قوانین، اصول دادرسی عادلانه، دکترین حقوقی و منابع معتبر تطبیقی، به بررسی فلسفه، مبانی، اصول، تکنیکها و کارکردهای نقد آرای قضایی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که نقد روشمند و مستند، با رعایت بیطرفی، محرمانگی و شأن قضایی، میتواند به ارتقای کیفیت استدلال، شفافیت، انسجام رویه و اعتماد عمومی کمک کند. نهادینهسازی این فرهنگ نیز میتواند در بهبود کیفیت دادرسی، اصلاح رویه قضایی و تقویت عدالت قضایی مؤثر باشد.
